شماره مطلب: 14264

بايسته‌هاي هنر در فقه هنر از منظر رهبر فرزانه انقلاب

هنر هم به عنوان يکي از ارزشمندترين احوالات آدمي که ربط و ثيقي با هدايت و ضلالت انسان دارد داراي احکام و تکاليفي است. پوشيده نيست که بررسي سويه‌هاي گوناگون خلق آثار، مواجهه با اثر هنري و ده‌ها مسئله‌ي ديگر در باب هنر ـ‌خصوصاً در روزگار حاضر که هنر در زواياي پيدا و پنهان زندگي عالم و عامي رخنه کرده‌‌ـ کاري است نيازمند اجتهاد فقيهان و عالمان حوزوي.
نسخه مناسب چاپ

هيچ فعل و قولي از انسان صادر نمي‌شود مگر آن‌که در شرع مقدس اسلام در باب آن حکمي فقهي وارد شده باشد. فقيه از آن جهت که حافظ شريعت نبوي است دست به فتوا مي‌گشايد و در جهد عالمانه‌ي خود پاسدار هدايت و سعادت مؤمنان است.

در اين بين هنر هم به عنوان يکي از ارزشمندترين احوالات آدمي که ربط و ثيقي با هدايت و ضلالت انسان دارد داراي احکام و تکاليفي است.پوشيده نيست که بررسي سويه‌هاي گوناگون خلق آثار، مواجهه با اثر هنري و ده‌ها مسئله‌ي ديگر در باب هنر ـ‌خصوصاً در روزگار حاضر که هنر در زواياي پيدا و پنهان زندگي عالم و عامي رخنه کرده‌‌ـ کاري است نيازمند اجتهاد فقيهان و عالمان حوزوي.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دست‌اندرکاران همايش ملّي «فقه هنر» که در تاريخ ۲۱ دي ۱۳۹۴ برگزار شده بود بياناتي در زمينة فقه هنر بيان فرمودند.

معظم له با اشاره به اهميت موضوع هنر و اظهار خرسندي از ورود حوزه‌ علميه به مقوله‌ فقه هنر، بيان کردند: هنر، امري مبارک و انساني، زاييده‌ تخيل قوي و ذوق وافي و جزء زندگي انسان است و در ميان فقها و در حوزه‌هاي علميه نيز همواره هنرمندان برجسته‌اي در شاخه‌ شعر و ادب وجود داشته‌اند.

رهبر انقلاب، «تحقيق، عمق‌يابي و تبيين فقه هنر براي جامعه» را کاري مبارک و لازم خواندند و خاطرنشان کردند: فقه، متکفّل همه‌ امور زندگي بشر است و هنر نيز يکي از همين امور است که بايد فقه به آن بپردازد.

ايشان لازمه استنباط احکام و اظهار نظر فقهي در خصوص مقولات هنري را آشنايي فقيه با هنر و حد و مرزهاي آن دانستند و افزودند: اسلام نه تنها هنر را قبول دارد بلکه به آن تشويق نيز مي‌کند و نمونه‌هاي تاريخي آن، نشان‌دهنده‌ همين توجه و تشويق است. ايشان در باب اهميت هنر معتقدند که:« ابزارهاي هنري ، بي شک ، رساترين ، بليغ ترين و کاري ترين ابزار ابلاغ و تبليغ پيام است . هنر يک شيوهي بيان است ، يک شيوه ي ادا کردن است . منتها اين شيوه ي بيان از هر تبيين ديگر رساتر ، دقيق تر ، نافذتر و ماندگارتر است . دقتدر هر يک از اين چند تعبيري که عرض کردم : رساتر بودن ، دقيق تر بودن ، نافذتر و ماندگارتر بودن ، در فهم معناي هنر کمک کند. ايبسا که يک گزارش غير هنري ، گر چه علمي و تحقيقي و دقيق ، خاصيت ارائه ي هنري را نداشته باشد .بارها گفته ام که هر پيامي ، هردعوتي ، هر انقلابي ، هر تمدني و هر فرهنگي تا در قالب هنر ريخته نشود ، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقيهم بين پيام هاي حق و باطل نيست .( گفتگو با اعضاي سومين کنگره ي شعر و ادب دانشجويان سراسر کشور - جهاددانشگاهي۲۷/۹/۶۵)

 

الف. محتواي هنر

۱- اسلامي بودن

اسلامي بودن بعضي از کارهاي هنري به محتواي آن بستگي دارد ، مثل قصه و نمايشنامه .براي يک قصه ، با يک مقاله اسلامي چه تعريفيارائه مي کنيد ؟ اينکه معيارهاي اسلامي يا مفاهيم اسلامي را درست بيان کند . اگر هم مسائل ، مذهبي به معناي خاص آن ، نيست بلکهاجتماعي يا سياسي و امثال آنهاست ، در آنها هم نبايد با اصول اسلامي مغايرتي وجود داشته باشد . اينها را که تامين کرديد ، آن مقالهاسلامي است ، حداقل ضد اسلامي يا غير

اسلامي نيست.( گفتگو با واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۱۶/۱۱/۶۰)

تئآتر و ديگر هنرهايي که در نيم قرن اخير يعني در روزگار غربت و محکوميت ارزشهاي اسلامي و تهاجم همه جانبه به آن ، وارد کشور ماشد ، طبيعة بر پايه اي غير اسلامي بنا گشت و در جهت مغاير و حتي متضاد با مفاهيم اسلامي رشد کرد . غربزدگاني که نخستين رويشاين رشته هاي اساسي هنر را در کشور اسلامي ما ارائه کردند ، از اسلام کاملا بيگانه و شايد با آن معاند بودند . لذا بتدريج اين تصور رادر ذهن همه ، مخصوصا نسل هاي نوخاسته برمي انگيختند که تئآتر و سينما داراي طبيعتي غير مذهبي و ضد مذهبي است و نمي توانو نبايد از آن براي ارائه ي پيامهاي اسلامي بهره گرفت .( پيام به دومين جشنواره تئآتر دانشجويان کشور ۱۴/۸/۶۵)

۲- انقلابي بودن

هنر و قالب‌هاي گوناگون آن در عصري که شاهد صف‌آرايي تمام عيارِ تفکر مادي در مقابل تفکر الهي و توحيدي هستيم اهميت مضاعفي پيدا کرده و وظيفه مهمي در تبيين حقايق و مقابله با دشمني‌ها دارد. از اين رو است که رسالت هنر انقلابي در دوره پس از انقلاب اسلامي مطرح مي‌شود و هنرمندان متدين و انقلابي نقشي مضاعف مي‌يابند. در اين زمينه معظم له فرمودند:« آن دو نوع تفکر يکيعبارت است از تفکر اسلام منهاي گرايش هاي انقلابي . لذا شما مي بينيد درباره ي مفاهيم گوناگون اسلامي اشعار بسيار خوب و عاليگفته شده ، منتها اينها زمينه هايي از فکر اسلامي ست که جنبه هاي انقلابي و رگه هاي انقلابي ندارد ... ترجيع بند معروف جمال الدينعبدالرزاق ، ترجيع بند هاتف و برخي از شعرهاي ديگر ، از لحاظ هنري ممتاز است و واقعا بعضي در حد اوج هنري است . آنچه درمقدمه ي نظامي يا در برخي کتب عرفاني وجود دارد ، يا قصائد سعدي در توحيد و اخلاقيات ، اينها همه مفاهيم اسلامي ست که گفته شده ، اما اينها علي رغم داشتن حيثيت و بعد بالاي هنري ، شعر انقلاب نيست . اگر چه بعدا عرض خواهم کرد که انقلاب مي تواند ازآنها استفاده کند . اما شعر انقلاب نيست . اسلامي است ، هنري هم هست اما انقلابي نيست . زيرا ابعاد انقلابي اسلام در اين شعرهاديده نمي شود(سومين کنگره شعر و ادب دانشجويان سراسر کشور – جهاددانشگاهي ۲۷/۹/۶۵)

 

ب. تفاوت هنر اسلامي با هنر مسلمان

هنر اسلامي اساسا غير از هنر مسلمانان است . اين را من بارها در صحبتهايم گفته ام ، غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامي اشتباه ميشود . خوب اگر يک مسلماني يک آهنگ يا يک فيلم ساخت ، آن آهنگ يا فيلم ساخته ي يک مسلمان است اما لزوما اسلامي نيست . هنر اسلامي آن چيزي است که در آن عنصر سازنده اي از انديشه ي اسلامي وجود داشته باشد ... يعني در قالب هنري آن ، نه فقط درمحتواي ، چيزي از اسلام و انديشه ي اسلامي وجود داشته باشد . اين مي شود هنر اسلامي ... برويد دنبال اين که بتوانيد سر رشته هنراسلامي را پيدا کنيد(واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۱۶/۱۱/۶۰)

 

ج. قالب هنر

کار هنر با محتوي پايان نمي يابد ، قالب نيز ارزش بسيار دارد . ظرف نازيبا ، مظروف زيبا را زشت جلوه مي دهد . و براي ساختن ظرفزيبا در عرصه ي هنر تنها استعداد کافي نيست ، آموزش هم ضرورت دارد . هنرمنداني که قدرت آموزش اصول هنري را در خود ميبينند ، بايد به ياري جوانان بشتابند.( چهارمين کنگره ي شعر و ادب و هنر ۲۶/۲/۶۳)

اگر بهترين مضامين در يک قالب شعري بد ريخته شود ، اثر مطلوب را نخواهد بخشيد ، البته ما در يک شعر نمي توانيم مضمون را درجهدوم بگيريم .خير ، مضمون در درجه ي اول است . منتها آن مضمون خوب ، بدون تکنيک خوب شعري اصلا فايده اي ندارد ، مفيدنيست و تبليغ را که کار اساسي هنر است ، نمي توان انجام داد.(نخستين کنگرة دانشجويي شعر و ادب ۲۷/۹/۶۳)

مخاطب من آن کساني هستند که مي توانند کار هنري فعال و پر تلاش کنند و پيام هنري را ابلاغ کنند . البته بايد از قالب هاي خوب وتکنيک هاي خوب و قابل قبول و قابل ارائه در همه رشته ها و شعبه هاي هنر استفاده کنند(سالگرد تاسيس سازمان تبليغات اسلامي ۱/۴/۶۶)

د. اشکال هنر

در زمينه ي معيار اسلامي يا غير اسلامي ، غير از محتواي ، شکل هم مؤثر است مثلا در هنرهاي تجسمي . يک وقت است که عکس يکزن عريان کشيده مي شود يا فرض بفرماييد يک شکل اغواگر ديگر يا يک منظره ي دروغ و تهمت آميز ، اينها محتوي است . اما ظاهر وشکل هم مي تواند معيار اسلامي بودن قرار بگيرد ، يعني خود مجسمه ، منهاي اينکه اين مجسمه انسان پوشيده است يا عريان ، که ازنظر بعضي فتاوي درست کردن آن خلاف شرع است .اينجا ديگر بحث اين نيست که اين مجسمه ي زن ، روسري دارد يا ندارد ، بحثاين است که خود تهيه ي اين عکس يا مجسمه ي انسان اشکال دارد يا ندارد(گفتگو با واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۱۶/۱۱/۶۰)

 

۱- موسيقي و غنا

اما در مورد موسيقي ، بايد اعتراف کنم هنوز در اين مساله ما آن پاسخ روشن و کامل را نداريم ، لا اقل من ندارم . در گذشته ، ( و الآننيز بر آن عقيده هستم) روي اين جمله تکيه مي کرديم که آهنگ مخصوص مجالس لهو ، گناه و حرام است ... آن وقتها ما فکر مي کرديم آهنگ هاي ترانه اي ، مخصوص مجالس لهو است ... اما دستگاهها ، فرض کنيم دستگاه شور يا ابوعطايا همايون و امثال آن چطور ؟ همهي کساني که حنجره ي آنها يک نوايي را بيرون داده ، با يکي از همين دستگاههاي دوازده گانه بوده است . پس اين حرام نيست و اصلاموسيقي همين آهنگها و ريتم هاي مخصوص است ... اينها حرام نيست مگر آن که باز در لابلاي آن يک چيزي بگنجانند که آن حرامباشد( ديدار با واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۲۶/۱۱/۶۰)

آنچه مطرح است اينست که از قول امام نقل شد : که ايشان در مورد بعضي از آهنگهايي که حتي با ساز همراه بود ، فرمودند اين مقداراشکالي ندارد ... چنين استنباط کرديم که نظر امام بر اينست که : ساز بطور مطلق حرام نيست و ترانه هم همينطور . يعني ترانه اي کهمحتواي درستي دارد و با يک ساز ملايمي همراه است ، اين اشکالي ندارد . اما اگر يک ساز جلفي بود و محتواي نادرستي هم داشت ، هرکدامش موجب حرمت مي شود .(ديدار با واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۲۶/۱۱/۶۰)

 

۲- شعر

من از اينکه احساس مي کنم که بحمد لله در جامعه ي ما شعر اين چنين با مفاهيم زنده ي اين جامعه آميخته شده ، و از يکنواختي وتکرار بيرون آمده ، به عنوان يک دوستدار ادبيات و شعر احساس خوشحالي مي کنم ... البته استثناء هميشه بوده و هست ... اما قبلاجريان شعر کلا تکراري بود و شعر در خدمت آرمانهاي عالي و بلند انسان و در اختيار مسائل اساسي زندگي انسانها ، نبود(سخنراني درکنگره ي شعر شاهد ۱۴/۱۱/۶۵)

هنر يک ابزار فوق العاده است ، اما در بين شيوه هاي گوناگون هنر بعضي خصوصيتي دارند و از آن جمله شعر است . شعر امتياز دارد :مي بينيد که يکي از قديمي ترين پديده هاي تمدن بشري شعر است ، شايد نقاشي هم تا حدودي همين گونه باشد . اما در بقيه ي انواعهنراين را کم مشاهده مي کنيد . زبان شعرو ارائه ي شعر بسيار قديمي و باستاني ست و نشان مي دهد بشر از آغاز به شعر احتياج داشتهاست . مي گويم بشر و منظورم : هم شاعر ، همهنرمند و هم مخاطب هنرمنداست ، همه به اين امر احتياج داشته اند ، اگر نداشتنداينقدر زود پديد نمي آمد و اينگونه در طبيعت ، در آفرينش و در تاريخ نمي ماند . شعر چنين خصوصيتي دارد . الآن هم اگر شمابخواهيد در ميان فرهنگها و تمدنها و انقلابها و همه ي پديده هاي معنوي بشريت کاوش کنيد ، مثلا فرهنگ و تمدن و تاريخ و ذهنيتکشوري را ... بشناسيد ، عمق آنها را بشناسيد ، يکي از بهترين و در دسترس ترين کارها اين است که به شعرشان نگاه کنيد .

شعر در حقيقت عنصر اصلي ادبيات است . اين ارزش نفس شعر است . بايد به اين نکته در انقلاب توجه داشت و به آن بها داد . شعر رانسبت به ديگر هنرها بايد اولي شمرد ، اگر چه ديگر هنرها هم در جاي خود ، ستايشهاي شايسته ي خود را دارند . و اي بسا در بعضي ازآنها کيفيتي هست که اگر شعر با آنها همراه باشد ، تجلي هنر به حد اعلي مي رسد .(۲۷/۹/۶۵)

اين مفاهيمي که امروز در انقلاب ما وجود دارد : مساله ي مجاهدت در راه خدا ، مساله ي طرفداري از مستضعفين ، مساله ي مبارزه بامستکبران و ظالمان اين مساله ي همگاني عشق به رهبر و احساسات عاشقانه و صادقانه نسبت به امام ... اينها همه موضوعات جديد و پر طراوتي ست(سخنراني در کنگره ي شعر شاهد ۱۴/۱۱/۶۵)

 

۳- قصه و نمايشنامه

وضع قصه نويسي خوب نيست يعني پيشرفتش کم بوده است . ما در ( دوران ) گذشته قصه نويس خوب در ايران نداشتيم ، در حاليکهسابقه ي قصه نويسي در کشور ما نسبة قديمي ست ( سخنراني در تالار حوزه انديشه و هنر ۱۵/۱۲/۶۳)

بايد به سراغ نويسندگان خوب ، شاعر خوب ، نمايشنامه نويس خوب ، و قصه نويس خوب برويد و آنها را دعوت کنيد زيرا هستند کسانيکه با شما نيستند اما بر شما هم نيستند و مي توانند در خدمت انقلاب قرار بگيرند .

در زمينه ي سوژه ها و موضوعات ، خوشبختانه در مورد شعر ، قصه و ديگر آثار هنري امروز موضوع آنقدر زياد داريم که لازم نيستدنبال موضوع بگرديم ... جنگ ، خود يکي از سوژه هاي شعر برانگيز ، قصه برانگيز و نمايشنامه برانگيز است چه مانعي دارد که تصويريک شبانه روز يک نفر را در سنگر ، به رشته ي تحرير در آوريم ... خطورات ذهني اين انسان سنگري ، اين انسان مجاهد و فداکار وتجسم شهيد را ... يک قصه نويس زيبا ترسيم کند و بنويسد ... البته کسي که اين کار را مي خواهد بکند ، بايد خود در سنگر رفته باشد... اين سوژه اي است که تمام گردشي در اهواز و دزفول و سوسنگرد. مسائل جنگ عراق بر عليه ايران مي تواند در آن جاي بگيرد خوديک قصه ، يک گزارش است که از هر قصه اي شيرين تر است (واحد فرهنگي روزنامه جمهوري اسلامي ۲۶/۱۱/۶۰)

 

۴- تئاتر و سينما

تئآتر در جمهوري اسلامي ، اصالت و والايي خود را در بيان دردها و بازگويي قصه ي مظلوميت بشريت در بند در مي يابد . صحنه ي ايننمايش عظيم به وسعت زيستگاه مستضعفان خاک است و هنر بازيگرانش : ستيز با ظلم ، فرياد در برابر ظالم و حمايت از مظلوم و تکنيکآن : ايثار جان در راه آرمان و نتيجه اش : پيروزي خون بر شمشير .( يادواره تئآتر هفدهم شهريور ۱۷/۶/۶۱)

آن سينمائي که مورد قبول ماست و مقصود مورد تصديق و تاييد اسلام و انقلاب را حاصل مي کند ، براي آن خيلي احترام قائليم ، و آنسينمائي که در جهت ضد اين مقصود حرکت مي کند ، بودنش را به مصلحت نمي دانيم و هيچ برايش ارزش قائل نيستيم ، و آن که حالتخنثي داشته باشد ، اگر فرض کنيم يک حالت خنثائي هم وجود دارد و از اين صرفنظر کنيم که بالاخره هر فيلمي يک پيام مستقيم يا غيرمستقيم با خودش دارد و کمتر مي شود فرض کرد که هيچ پيامي نداشته باشد و لو به صورت غير مستقيم - آن هم حکمش از حکمسينماي مفيد و سينماي مضر ، فهميده مي شود . بنابر اين سينما اگر سينماي مطلوب باشد ، خيلي برايش ارزش قائليم . از بسياري ازشاخه هاي ديگر هنر بيشتر ارزش دارد ، به خاطر اينکه چگونگي ابلاغ پيامش از بسياري از شاخه هاي ديگر هنر بهتر و برجسته تر وارزنده تر است .

تئآتر و ديگر هنرهايي که در نيم قرن اخير يعني در روزگار غربت و محکوميت ارزشهاي اسلامي و تهاجم همه جانبه به آن ، وارد کشور ماشد ، به طور طبيعي بر پايه اي غير اسلامي بنا گشت و در جهت مغاير و حتي متضاد با مفاهيم اسلامي رشد کرد . غرب زدگاني کهنخستين رويش اين رشته هاي اساسي هنر را در کشور اسلامي ما ارائه مي کردند ، از اسلام کاملا بيگانه و با آن معارض بودند . و لذابتدريج اين تصور را در ذهن همه مخصوصا نسلهاي نوخاسته بر مي انگيختند که تئآتر و سينما داراي طبيعتي غير مذهبي و ضد مذهبيست و نمي توان و نبايد از آن براي ارائه ي پيام هاي اسلام بهره گرفت

فرو ريختن نظام طاغوت و حاکميت ارزشهاي اسلامي مسير همه چيز را عوض کرد ... زمينه ي رشد هنر ، و مهم تر ، جهت گيري درستو سالم آن را فراهم ساخت . هنر باطل ، بي پشتوانه شد و هنر حق ، عرصه ي جولان و شکوفايي يافت ( پيام به يادواره تئآتر ۱۷ شهريور ۱۷/۶/۶۱)

 

۵- مديجه سرايي

مي توان از عظم ترين دستاوردهاي نهضت عاشورا، پديده «وعظ » و «مرثيه خواني » را به شمار آورد که به توصيه اهل بيت عليهم السلام و به قصد زنده نگهداشتن پيام عاشورا و درس هاي بزرگ آن حماسه، برپا شده و مي شود; منبري به وسعت جهان و در درازاي تاريخ، زيرنام مقدس «اباعبدالله الحسين عليه السلام » . که بيان دين و تعظيم شعائر و تکريم اسوه هاي دين باوري، جهاد و شهادت، از آثار آن است .در سايه اين مجالس و محافل، هم پايه هاي اعتقادات ديني مردم استوار مي شود، هم عواطف مردم با «آل الله » پيوندي مستحکم مي يابد و هم آگاه سازي جامعه نسبت به تکاليف ديني و اجتماعي، تقويت مي شود .

بازشناسي اين رسالت عظيم، بايسته‌ها، آسيب‌ها و خطرگاه‌ها و پيوستارهاي کار ذاکري و مداحي، هماره امري شايسته و ضروري است که پژوهشگران و صاحب‌نظران بايد به آن اهتمام ورزند و اين راه روشن را از بيراهه‌ها و دام‌چاله‌ها و کژ راهه‌ها بازشناسند و باز شناسانند.در روزگار ما کمتر شخصيت و مرجعي به‌دقت، عمق، روشن‌بيني و موشکافي رهبر فرزانه و انديشه‌ور انقلاب –امام خامنه‌اي- به اين مهم پرداخته است، رهنمودها و هدايت‌هاي سترگ و ارجمند ايشان از چند جهت قابل‌ تأمل و درنگ است

 

هـ. هنر امروز و آينده

صحنه اي را که قلم هاي بد سابقه يا بد دل ( از انقلاب شما) چه در داخل کشور يا در هر جاي دنيا ، ارائه کردند ، چهره هاي معروف ،آلوده کنندگان صفاي طينت انساني ... شما پاک کنيد، مدعي شما فقط هنرمندان بدبخت سيه رويي نيستند که از انقلاب روبرگرداندند و خود را محکوم به فنا کردند ، بلکه پيکر عظيم هنري دنيا ، تا آنجا که در مشت سياست هاي استکباري است ، مدعيشماست(تالار حوزه انديشه و هنر ۱۵/۱۲/۶۳)

روزي که ادبيات انقلابي ما روند کنوني رشد و تعالي را پيموده باشد ، مي تواند الگوي تازه اي براي ادبيات اين عصر شود . تصوير آرمانيزندگي و تشريح نقاط زشت و زيباي انسان امروز ، و ترسيم راهي که آدمي را به آسايش و رستگاري و تعالي حقيقي مي رساند ، بيش از همه، از آن شاعر و هنرمندي ساخته است که در مهد انقلابي خدايي و مردمي زيسته و نظام ارزشي متعالي را در صفا و قداست فضايي کهوحي الهي بر آن حاکم است ، آموخته باشد( نخستين کنگره دانشجويي شعر و ادب ۲۷/۹/۶۳)

 

 

 
منبع: سایت بصیرت

مقالات

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.